عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
109
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
ذكر لشكر كشيدن مولانا شمس الدّين صاين قاضى به حدود كرمان و كشته شدن او « 1 » مولانا شمس الدّين در آن ولا به استخراج هرمز و ضبط آن نواحى روان شد و در آن زمستان اطراف سواحل را خراب كرد و در بهار روى به سردسير « 2 » كرمان آورد و هزارهء اوغانى و جرمايى را به جانب « 3 » خود كشيد و عزيمت تسخير كرمان كرد . چون امير مبارز الدّين از اين حال آگاه شد « 4 » با يك هزار و پانصد سوار به استقبال او رفت . در حدود جوجر و رودان فريقين را ملاقات افتاد . در حملهء اول مولانا شمس الدّين منهزم شد و امير مبارز الدّين ايشان را در پى كرد و اكثرى سرداران لشكر را دستگير كردند ؛ و مولانا شمس الدّين را نقض عهد و خلاف پيمان عنانگير آمد تا بعضى از « 5 » لشكريان به دو رسيده سرش از تن جدا كردند . مولانا كمال الدّين خواجوى كرمانى تاريخ « 6 » آن واقعه را در اين قطعه نظم « 7 » فرموده است . قطعه « 8 » : سال هجرت هفصد و چل بود و شش كز دور چرخ * نيم روز چارشنبه چارم ماه صفر شمس دين « 9 » محمود صاين قاضى آن كز كبريا * بود در اوج معانى آفتاب سايهور زد علم بر وادى رودان و تيغ كين كشيد * بسته همچون كوه بر قصد شه كرمان كمر
--> ( 1 ) فقط در ما . ( 2 ) همه نسخهها جز اساس : بردسير . ( 3 ) اساس ندارد . ( 4 ) ما : گشت . ( 5 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 6 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 7 ) با ندارد . ( 8 ) با : شعر . مل : بيت . ( 9 ) با : شمس الدّين .